ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
700
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
بعد از قرار اين امورات ، موكب ظفر آيات را هنگام رجعت گشت [ و ] در روز پنجشنبه بيست و هفتم شهر جمادى الثانى ، عرصهء دار الخلافه را از يمن ورود مسعود ، پايه از سپهر برين درگذشت . اين بنده مدحتگزار به همان خدمت ملفوفهنگارى و كتابت اسرار در حضور همايون ، كماكان سربلند و با اعتبار شدم و از مراحم گوناگون در ميان امثال و اقران بهرهمند آمدم . سعدى : دشمن آتشپرست بادپيما را بگو * خاك بر سر كن كه آب رفته باز آمد به جو ذكر ورود ينارال گربايدوف ايلچى دولت روسيه و وقوع قتل مشار اليه در دار الخلافهء [ دولت ] بهيّه و رستگارى نايب اول و شهادت او در تقصيرات ايلچى دغل اين ينارال گربايدوف همشيرهزادهء ينارال پسقاويچ سردار روسيه بود و از معارف امراى آن شوكت بهيّه . در دربار ايمپراطورى در سلك وزرا منسلك بودى و حضرت ايمپراطورش ، بر خلاف واقع ، همواره امين و خيرخواهش خطاب مىنمودى . در هنگام انعقاد مصالحهء تركمان چاى حضور داشت و با ينارال پسقاويچ قرارها [ 399 ] در كار مىگذاشت . پس از طىّ معاهده ، به جهت اعلام كيفيت معامله روانه نزد ايمپراطور شد و در حضرت ايمپراطورى سخنگزار اوضاع نزديك و دور . چون امنيان دولت روس ، مشار اليه را از طرز و قانون اهل ايران آگاه و با كارگزاران نوّاب نايب السلطنهاش همراز و همراه ديدند ، لهذا او را به سفارت و وكالت و توقف در دربار دولت به جهت اتمام لوازم شروط عهدنامهء موافقت برگزيدند . تحف و طرفى غريبه از قبيل چهل چراغهاى بلور و ظروف عجيبه از قطعات سنگ يشم و سماق و غيره تراشيده و مباشر كمال تصنّع گرديده بودند ، با او همراه كرده و مشاراليه را با نامهء دوستى ختامهء ايمپراطورى به دربار دولت گسيل نمودند .